تبليغاتX
تنهایی من

تنهایی من

welcome

 

سلام دوستان:

 من دیگه این وب و آپ نمی کنم از این به بعد به وب دیگر من سر بزنید لینکش توی لینکدونیم هست حالا برای اطمینان من آدرسشو مینویسم

http://www.darvazebehesht.blogfa.com/

میسی عسیسان

منتظرم

+نوشته شده در سه شنبه 1387/12/20ساعت9:5 PMتوسط Neli | |

اربعين

اينک قريب چهل روز از غروب غم فزاي شهادت شقايق ها مي گذرد؛ و اينک از صداي نحص شلاق خزان بر پيکر آلاله ها، اربعيني مي گذرد و  اسارت، سيلي، غربت، فرياد و بيدارگري سهم حاملان پيغام قاصدک هاي عترت و عظمت شد.

از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردي نشستيم که حيات اسلام مديون رگ هاي پاره پاره اوست. قصه سر و نيزه، قصه لب هاي خونين و قرآن، قصه سيلي و صورت گلگون کودک غمگين و تمام حقيقت هايي که هر سال از پرده چشمان ما مي گذرد را شنيده ايم. اربعيني با دختر کوچک حسين (ع) مهر را در آغوش گرفتيم، ناله زديم، درد دل ها گفتيم و شکوه ها روانه کرديم. اربعيني از عمق جان، فرياد يا حسين کشيديم، بر سينه زديم و خنده را حرام کرديم.

+نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت11:42 AMتوسط Neli | |

کاش می شد حرف زد وعقده های دل رو فاش کرد.
کاش می شد گفت احساس دوست داشتن رو آن زمانی که در دل می افتد و نوید عشق را به ارمغان می اورد.کاش می شد زندگی رادوست داشت.
کاش می شد از شقایق های رویایی خاطرمان چیزی گفت.
کاش می شد مهربان تر صادق تر عاشق تر بود.
کاش اشیانه کوچک قلبم خانه پر مهر ارزوهایت می شد.کاش نگاهت دورنگی نداشت.

کاش دوستم داشتی و می شد تا نهایت با تو بود........Sad

زندگیت را با لبخند سپری کن،زیرا نمی دانی که چقدر از ان باقی مانده است.

+نوشته شده در جمعه 1387/11/25ساعت3:3 PMتوسط Neli | |

Happy "Valentine" Days

کادوی من که یادون نرفته دوست جونا؟

+نوشته شده در جمعه 1387/11/25ساعت10:5 AMتوسط Neli | |

همه چيز خانه را فروخته ام ...

به جز آن صندلی ...

که جای تو بود ...

شاید آن روز که باز می گردی ...

خسته باشی ...

+نوشته شده در سه شنبه 1387/11/22ساعت4:20 PMتوسط Neli | |

چي مي شد اگه :

- خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده ، چراكه ديروز ما وقت نكرديم از او تشكر آنيم.

- خدا فردا ديگه ما را هدايت نمي كرد ، چون امروز اطاعتش نكرديم.

- خدا امروز با ما همراه نبود ، چرا كه امروز قادر به دركش نبوديم.

- ديگه هرگز شكوفا شدن گلي را نمي ديديم ، چرا كه وقتي خدا بارون فرستاده بود گله كرديم.

- خدا عشق و مراقبتش را از ما دريغ مي كرد ، چرا كه ما از محبت ورزيدن به ديگران دريغ كرديم.

- خدا فردا كتاب مقدسش را از ما مي گرفت ، چرا كه امروز فرصت نكرديم آنرا بخوانيم.

- خدا در خانه اش را مي بست ، چون ما در قلبهاي خود را بسته ايم.

- خدا امروز به حرفهايمان گوش نمي داد ، چون ديروز به دستوراتش خوب عمل نكرديم.

- خدا خواسته هايمان را بي پاسخ مي گذاشت ، چون فراموشش كرديم.

و چي مي شد اگه... ما از اين مطالب به سادگي نگذريم؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در دوشنبه 1387/11/21ساعت8:36 PMتوسط Neli | |

بسمه تعالی

سلام به وب من خوش آمدید.

امیدوارم مرا در بهتر کردن این وبلاگ یاری کنید.

راستی نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مرسی خوشگلا

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/17ساعت10:5 AMتوسط Neli | |